<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه غرب آسیا</title>
    <link>https://www.wasj.ir/</link>
    <description>فصلنامه غرب آسیا</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه</title>
      <link>https://www.wasj.ir/article_241602.html</link>
      <description>از دیرباز &amp;amp;laquo;بازدارندگی&amp;amp;raquo; یکی از مسائل اصلی همه دولت‌ها در محیط بین‌المللی بوده است. در دوران ظهور فناوری‌های نوین به‌ویژه فناوری هوش مصنوعی، بازدارندگی وارد مرحله‌ تازه‌ای شده است. هوش مصنوعی با قابلیت‌های گسترده در حوزه‌های تحلیل داده، پیش‌بینی رفتار دشمن، جنگ سایبری، عملیات شناختی و کنترل اطلاعات، توانسته است محاسبات راهبردی دولت‌ها را تغییر دهد. این فناوری نه‌تنها ابزارهای دفاعی و تهاجمی را متحول کرده، بلکه به‌عنوان یک عامل تعیین‌کننده در شکل‌گیری بازدارندگی نوین مطرح شده است. با توجه به کاربست فناوری‌های نوین در جنگ دوازده روزه، ضرورت ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نمایان شده و الزامات بازدارندگی ایران را با پیچیدگی‌هایی مواجه ساخته است. هدف اصلی این مقاله شناسایی الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه است. پرسش اصلی این مقاله عبارتست است این که &amp;amp;laquo;الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پسا جنگ ۱۲ روزه کدامند؟&amp;amp;raquo; فرضیه مطروحه تحقیق این است که الزامات ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در پساجنگ ۱۲ روزه عبارت است از الزامات سخت‌افزاری (تقویت توان موشکی و پهپادی و ... ) و الزامات نرم‌افزاری (استفاده از هوش مصنوعی، مدیریت ابزارها و فضای رسانه‌ای و ... .) این ترکیب می‌تواند ایران را در برابر تهدیدات نوین مقاوم‌تر سازد و به کشور امکان دهد تا در عرصه بین‌المللی، بازدارندگی خود را نه‌تنها بر پایه قدرت سخت، بلکه بر اساس توان فناورانه و نوآوری بومی تثبیت کند. مقاله از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحقیق توصیفی انجام خواهد شد. داده‌های مورد نیاز به روش کتابخانه‌ای و با استفاده از ابزار اسناد و مدارک گردآوری و به روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رقابت گفتمانی سکولاریسم کمالیستی و اسلام سیاسی در احزاب سیاسی ترکیه (۱۹۷۰&amp;ndash;۲۰۲۵): بازتعریف دین، دولت و مدرنیته</title>
      <link>https://www.wasj.ir/article_241844.html</link>
      <description>ترکیه یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل گفتمانی میان سکولاریسم کمالیستی و اسلام سیاسی در جهان اسلام است که از دوره فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس جمهوری در ۱۹۲۳ آغاز و تا دهه‌های اخیر ادامه یافته است. هدف این مقاله تحلیل چگونگی تحول معنایی گفتمان اسلام سیاسی در ترکیه و رابطه آن با مؤلفه‌های مدرنیته در سطح احزاب سیاسی در بازه زمانی ۱۹۷۰&amp;amp;ndash;۲۰۲۵ است. پرسش اصلی پژوهش آن است که اسلام سیاسی ترکیه چگونه از گفتمان تقابلی دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به گفتمان تلفیقی و سازگار با الزامات مدرن در چارچوب حزب عدالت و توسعه گذار کرده است. فرضیه مقاله بر این است که احزاب اسلام‌گرا با مفصل‌بندی دال‌هایی مانند هویت اسلامی، عدالت، توسعه و دموکراسی توانسته‌اند نظم معنایی جدیدی را در برابر گفتمان سکولار ایجاد کنند و از این مسیر، اسلام سیاسی را با منطق مدرنیته و دولت مدرن تطبیق دهند. این مقاله با تکیه بر نظریه‌ی گفتمان ارنستو لاکلائو و شانتال موفه، فرایند بازساخت هژمونیک مفاهیم دین، دولت و مدرنیته را در گفتمان احزاب سیاسی ترکیه طی دوره‌ی ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۵ تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییرات اقتصادی، تحولات ساختاری در نظام حزبی و بازتعریف مفاهیم بنیادین دین و دولت، زمینه‌ساز شکل‌گیری گفتمان تلفیقی اسلام سیاسی شده‌اند؛ گفتمانی که توانسته فراسوی دوگانه‌ی سنت و مدرنیته، معنا و قدرت را در نظم سیاسی ترکیه بازآرایی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دولت ترامپ و برنامه هسته ای ایران: ادراکات رئالیستی در نظم انتقالی نظام بین الملل (2017-2025)</title>
      <link>https://www.wasj.ir/article_241896.html</link>
      <description>دهه‌ی سوم قرن بیست و یکم، بیش از هر دوره‌ای با پیچیدگی‌ها و دگرگونی‌های متعددی روبرو شده است و می‌توان با برخی تسامحات، دوره‌ی حاضر را عصر انتقالی با محوریت ایالات متحده دانست. با به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ، سیاست-های رئالیستی ایالات متحده از مسیر &amp;amp;laquo;صلح از طریق قدرت&amp;amp;raquo; ابعاد عمل‌گرایانه‌تری گرفته است. در پژوهش حاضر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست‌های ایالات متحده در دوران ترامپ (2025-2017) در مقابل ایران، با تمرکز بر برنامه هسته‌ای چگونه می‌باشد؟ در پاسخ این فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست‌های دونالد ترامپ، مبتنی بر دکترین جکسونی و رئالیسم تهاجمی مبتنی بر ادراکات رئالیستی است و بعید به نظر می‌رسد که بدون دستاوردی قابل توجه در قبال برنامه هسته‌ای ایران، رویکردهای فشار حداکثری خود را تقلیل ببخشد. نتایج نشانگر آنست که ایالات متحده به هر نحوی، موضوع ایران (و به تبع آن برنامه هسته‌ای و موشکی) را جزو اهداف اصلی خود قرار داده است و با ترکیبی از گزینه‌های مختلف، نهایتاً به دنبال وادار کردن ایران در همسویی با منافع خود در غرب آسیا است. شیوه گردآوری مطالب کتابخانه‌ای و اینترنتی (مقالات، کتب و گزارش‌های معتبر جهانی) و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اجماع سیاسی در تونس و مساله ی دموکراسی و قانون اساسی (2015- آگوست 2023)</title>
      <link>https://www.wasj.ir/article_242901.html</link>
      <description>تحولات مدنی سال 2011، گسترده‌ترین حرکت مردمی برای انتقال جوامع عربی از وضعیتِ &amp;amp;laquo;در حال گذار&amp;amp;raquo; بوده است. برخلاف سایر کشورهای عربی، گروه‌های تونسی، از طریق سیاست ائتلاف‌سازی، تلاش خود را برای تشکیل جبهه‌ی ملی و حاکمیت قانون به کار گرفته‌اند، ولی علیرغم دستاوردهای قابل اعتنا، چالش‌های بسیاری بخصوص در زمینه احتمال بازگشت اقتدارگرایی وجود دارد. در همین راستا، این پرسش ارزیابی شده است که، سیاست‌ها و رقابت‌ها بین جریان‌های سیاسی در تونس، بخصوص در زمینه اجماع‌ها/ائتلاف‌های سیاسی چه تأثیرات و نتایجی در زمینه مولفه‌های دموکراتیک، به ویژه قانون اساسی و جایگاه اپوزیسیون (از 2014 تا آگوست 2023) داشته است؟ فرضیه مطروح در پاسخ عبارتست از ، وجود چالش‌های متعدد در گذار دموکراتیک و رقابت بین گروه‌های سیاسی مختلف بخصوص در ایجاد اجماع‌ها -و ماهیت آن-، منجر به مشکلات متعدد در زمینه-هایی چون ائتلاف‌ها/اجماع‌ها و دموکراسی شکننده، عدول از قانون اساسی، تضعیف جایگاه اپوزیسیون و اقتدارگرایی‌های فراقانونی شده است. یافته‌ها نشانگر آنست که، وجود چالش‌ها در زمینه‌های انتقال دموکراتیک و -به تبع آن- عدول از قواعد حقوق و سیاست دموکراتیک و عدم عقلانیت نهادی، منجر به تضعیف فرایند اجماع‌سازی‌ها و قرائت نازل قانون اساسی و &amp;amp;ndash;در ذیل آن- تضعیف جایگاه اپوزیسیون‌ شده است. همچنین، نگاه ابزاری به سازوکار &amp;amp;laquo;اجماع&amp;amp;raquo; در مصادیقی چون گزینش آن در مواقع انتخابات و عدم هرگونه اهتمام در تعدیل اختلافات و چالش‌های پیش‌رو منجر به &amp;amp;laquo;شکنندگی&amp;amp;raquo; اجماع‌ها/ائتلاف‌ها شده است. نهایتاً، شکنندگی مذکور منجر به تعدیل مولفه‌های دموکراتیک، عدول از قانون اساسی -و موارد مرتبطی چون- گرایش به اقتدارگرایی-های فراقانونی و طرد اپوزیسیون شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قفقاز جنوبی به مثابه شطرنج ژئوپولتیک؛ بازتعریف معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا</title>
      <link>https://www.wasj.ir/article_242907.html</link>
      <description>قفقاز جنوبی به عنوان یک منطقه استراتژیک در اوراسیا و غرب آسیا،صحنه بازی پیچیده ای از رقابتهای ژئوپولتیکی میان قدرتهای بزرگ و بازیگران منطقه ای است.تحولات قفقاز جنوبی در سالهای اخیر، به واسطه موقعیت ژئوپولتیک،منابع غنی انرژی و موقعیت واسطه ای آن در انتقال انرژی نقش این منطقه را به عنوان کانون رقابتهای ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای پررنگ کرده است. سوالی که مطرح میشود آن است که چگونه معادلات انرژی و امنیت در قفقاز جنوبی تحت تاثیر بازیگران مختلف بین المللی و منطقه ای شکل میگیرد و این تعاملات چه پیامدهایی برای ثبات و تغییرات امنیتی منطقه دارند؟فرضیه این مقاله مبتنی بر نظریه رئالیسم ساختاری بر آن است که رقابت ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و قدرتهای جهانی در قفقاز جنوبی، منجر به بازتعریف مسیرها و رژیمهای انتقال انرژی و ترتیب جدیدی در معادلات امنیتی غرب آسیا شده است. مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و با تکیه بر رویکرد تحلیلی - توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی نقش قفقاز جنوبی در بازآرایی معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا میپردازد. یافته ها نشان میدهد که معادلات انرژی به ویژه کنترل خطوط لوله نفت و گاز و نقش ترانزیت انرژی، یکی از عوامل کلیدی در تقویت رقابتها و تقابل های امنیتی در این منطقه است. همچنین بازیگران منطقه ای و قدرتهای بزرگ با منافع مختلف، موجب پیچیدگی ساختار امنیتی منطقه شده اند و مناقشات قومی و قلمرویی و حضور نظامی چندجانبه، موجب افزایش بی ثباتی شده و هم زمان انرژی به عنوان ابزار و عامل موثر در سیاست امنیتی و ژئوپولتیکی بازی میکند. این تعاملات باعث شده تا قفقاز جنوبی همچون یک صفحه شطرنج ژئوپولتیک، عرصه ای از بازی قدرتهای مختلف باشد که سناریوهایی متعددی برای آینده این منطقه محتمل است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هویت ملی و جبهه مقاومت در سیاست خارجی روحانی (1400-1392)</title>
      <link>https://www.wasj.ir/article_242908.html</link>
      <description>سیاست خارجی کشورها با هر پیشینه که باشند لاجرم در صحنه واقعیت‌های میدانی بر زمین می‌نشیند. آنها ترکیبی از اهداف ترسیمی راهکارهای انتخابی برای عملیاتی کردن اهداف و کامیابی در مدیریت چالش‌هایی هستند که توسط سایر بازیگران بر سر راه آن قرار می‌گیرد. هویت‌ ملی مفهوم‌ مرکزی است که در نظریه‌های روابط‌ بین‌الملل‌ مطرح است‌، به بیانی دیگر ‌عمل‌ سیاسی‌ با ارجاع‌ به‌ هویت‌ کشور توضیح‌ داده ‌می‌شود. ایران از هویت مقاومت پیروی می‌کند تا از تمامیت ارضی و سیاسی خود محافظت کند و از تهدیدات نظامی و ژئوپلیتیکی جلوگیری کند و در جهت هویت ملی کشور منافع ملی خود را به حداکثر برساند. سازه‌انگاری به عنوان چارچوب نظری در نظر گرفته شد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی نقش هویت ملی و جبهه مقاومت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1400-1392) در دوره روحانی می‌باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. سوال اصلی تحقیق آن است که هویت ملی و جبهه مقاومت چه نقشی بر تکوین و شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره روحانی داشت؟ نتایج نشان دادند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از نظر جبهه مقاومت به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در پی تغییر در جهت‌گیری سیاست خارجی از سال 1392 به بعد بوده است. جبهه مقاومت در شرایط کاملاً جدید و متفاوت راهبردی و میدانی در دوران روحانی نسبت به گذشته قرار گرفت. بطور کلی مجموعه سیاستگذاری خارجی دولت روحانی کوشیده با برساختن چهره‌ای متفاوت از جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگری فعال و مسؤولیت پذیر در عرصه صلح و امنیت، تصویر برساخته پیشین از آن را تغییر داده و تهدیدها و تضییقات علیه کشور را کاهش دهد. دوره روحانی با هدف اولویت هویت ملی موجبات تغییر در جهت منافع ایران را فراهم ساخت و با تغییر در نگاه دولتمردان و طرفداران تحریم و فشار، زمینه‌های تعامل با جمهوری اسلامی ایران را تقویت کرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
